کرمرضا تاجمهر:
بر اساس آمارهایی که وجود دارد و البته بنده هنوز در جریان جدیدترینشان قرار نگرفتهام؛ پیوسته از نظر استقبال از محصولات فرهنگی از جمله کتاب، استان لرستان از وضعیت بسیار مناسبی برخوردار است. این در حالی است که از نظر اقتصادی و مشخصاً معیشتی، مردم این استان با شرایط دشواری مواجه هستند که حتی اگر استقبالشان از محصولات فرهنگی هم اندک باشد، میتواند توجیه مناسبی برای آن وضعیت باشد که البته این گونه نیست.
بگذارید این وضعیت متناقض را جور دیگری باز کنم؛ بر اساس آخرین آماری که وجود دارد (مربوط به پاییز 92) ولیالله منتظری مدیرکل کمیته امداد لرستان، اعلام کرده است که: «در حال حاضر بالغ بر 71 هزار خانواده تحت پوشش کمیته امداد استان هستند». (خبرگزاری تسنیم)
از آنجا که عموم خانوادههای نیازمند و فقیر از نظر تعداد اعضای خانواده، دارای جمعیت زیاد هستند، این رقم بسیار قابل توجه است. کافی است در خوشبینانهترین حالت ممکن جمعیت هر خانوار را به صورت استاندارد 4 نفره فرض کنیم و متوجه شویم که تعداد افراد تحت پوشش کمیته امداد به 280 هزار نفر بالغ میشود. از مددجویان بهزیستی آماری نداریم که البته این آمار هم به یقین آمار جالبتوجهی میتواند باشد. تازه؛ بگذریم از خانوارهایی که نیازمند کمک هستند اما کمیته امداد و بهزیستی توانایی تحت پوشش قرار دادن آنها را ندارند. حالا این رقم ذهنی را با تعداد جمعیت کل استان که بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1390؛ یك میلیون و 754 هزار و 243 نفر برآورد شده است مقایسه کنید و خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل!
البته لرستانیها و بخصوص خرمآبادیها صاحب یک رکورد دیگر هم هستند که در زمینهی مصرف گوشت قرمز است. حالا ما ماندهایم این همه تناقض را چطور برای خودمان هضم کنیم که منطقی باشد!
آنچه باعث شد این همه مقایسه و آمار ارائه کنیم این عکس است که چند روز بعد از عید (دقیقاً هفتمین روز فروردین93) گرفته شده و نشان میدهد هنوز خرید گوشت قرمز خرمآبادیها به پایان نرسیده و صفهای جلوی قصابیها هنوز شلوغ است.
جالب اینجاست که شهر کتاب خرمآباد که چند وقتی است افتتاح شده، از قضای روزگار در همسایگی یک قصابی است. داشتم فکر میکردم که اگر این فضای گسترده و مناسب (فضای شهر کتاب) شهر کباب(!) میشد چه درآمدی نصیب صاحب فرهیختهاش میکرد! بگذریم از مؤسسههای بانکی جورواجوری که هر روز به نام امامان و امامزادگان توسط سرمایهداران سیاسی به صورت غیر قانونی اعلام موجودیت میکنند و دنبال چنین فضایی برای تأسیس شعبه میگردند و پول قلمبه هم حاضرند بابتاش بپردازند.
همین رفتار جناب والیزاده (مالک فرهیخته شهر کتاب) را هم میتوانیم جزو تناقضات امروز خرمآباد به حساب بیاوریم و ستایشاش کنیم؛ چون قید درآمدزایی را زده و با درک این واقعیت مهم که ریشهی بسیاری از مشکلات امروز ما فرهنگ و مسائل مرتبط با آن است، وسوسهی درآمدزایی را از ذهناش بیرون انداخته و محیط فرهنگی بسیار مناسبی را تدارک دیده است.
حالا فکر کنید چند سال بعد درصد قابلتوجهی از لرستانیها به نقرس (بیماری اقشار مرفه) دچار میشوند و تناقضی دیگر به تناقضاتمان افزوده میشود!
من که مطمئن نیستم باید عنوان خرمآباد را «شهر کتاب» بدانیم یا «شهر کباب!»؟
ارسال نظر